تو زندگی خیلی گم شدم چکار باید کنم؟

سلام وقت بخیر من چندین ساله دچار شکستگی مچ پا شدم تو این سالها فقط دنبال درمان بودم حتی جراحی کردم بگم اشتباه کردم نه چن دردش نمیزاشت کار کنم یا حتی کسی وارد زندگیم کنم،با وجود این همه درد و رنج و تلاش دوباره جراح دیگه میگه باز جراحی.نمیتونم راه برم واستادم کوچکترین کار درد دارم.گمم خیلی تو این وضعیت و زندگی گمم.روانشناس زیادی صحبت کردم ولی کمکی نکرد کمک راهم باشید ممنون
12 خرداد 1405

پاسخ پزشکان

1
دوست من، انقدر درد و رنج کشیدی که تا این اندازه حس گم شدن داری.
حق داری.
وقتی سال‌ها فقط درد کشیدی و هیچ کس نتونست کمکت کنه، دیگه امیدت رو از دست میدی.
اما:
اول: تو آدم گمشد‌های نیستی، تو فقط خست‌های
سالهاست تمام انرژی ات رفته به دنبال درمان.
نه برای زندگی کردن، نه برای عشق، نه برای کار.
فقط برای اینکه یک قدم بدون درد برداری.
این خستگی رو هر کسی میتونه بفهمه.
دوم: مشکل فقط مچ پات نیست، مشکل اعتماد به درمان هم هست
جراحی اول اشتباه بود، حالا جراح دوم میگه بازم جراحی.
میترسی بازم اشتباه بشه.
این ترس کاملا منطقیه.
الان به جراح دوم بگو: «من اعتماد ندارم.
چه مدرکی داری که این بار درست می‌شه؟» باهاش صریح حرف بزن.
سوم: روانشناس کمکی نکرد، شاید چون مشکل جسمی بوده
بعضی وقت‌ها روانشناس نمی‌تونه درد فیزیکی رو کم کنه.
تو به یک متخصص مدیریت درد (pain management specialist) نیاز داری، نه فقط روانشناس.
اون‌ها هم روش‌های ذهنی دارند هم دارویی برای اینکه بتونی با درد کنار بیای بدون جراحی.
چهارم: اجازه بده یک زندگی کوچک برای خودت بسازی، مستقل از راه رفتن
بپرس از خودت: «اگر هیچ وقت مچ پام خوب نشه، من چطور میتونم یک ذره شاد باشم؟»
شاید کار از راه دور
شاید دوستی آنلاین
شاید یادگیری یک مهارت نشسته
شاید کمک گرفتن از و سایل کمکی مثل و اکر یا صندلی چرخدار (نه برای همیشه، برای اینکه الان بتونی بیرون بروی)
پنجم: تصمیم جدید برای جراحی رو تنها نگیر
برو پیش یه جراح سوم (نظریه دوم و سوم). اگر هر دوتا گفتند جراحی لازمه و شانس موفقیت بالاست، دوباره فکر کن.
اگر یکی گفت نه، شاید جراحی راه تو نباشه.
و مهمتر از همه:
زندگی ت متوقف نشده، فقط کند شده.
تو هنوز می تونی دوست داشته باشی، دوست داشته بشی، کار مفید بکنی، حتی اگر روی یک صندلی باشه.
گم شدن یعنی «نمی دونم کجا برم». جوابش این نیست که یک راه معجزه آسا پیدا کنی، جوابش اینه که کوچک‌ترین قدم ممکن رو برداری.
امشب این قدم رو بردار:
یک کاغذ بردار و بنویس: «من سه کاری که با وجود این درد می تونم انجام دهم و لذت ببرم چیه ؟» (مثلا گوش دادن به موسیقی، حرف زدن با یک دوست قدیمی، تماشای یک فیلم خنده دار).
درمان مچ پات رو ادامه بده، اما زندگی ت رو به شرط خوب شدن مچ پات نکن.
از امروز، حتی با درد، یک چیز کوچک که دوست داری انجام بده.
به خودت سخت نگیر.
سالهاست داری میجنگی.
تو شجاعی، فقط خست‌های.
1
با درود
آنچه تجربه می‌کنید فقط یک «مشکل جسمی» نیست؛ سال‌ها درد مزمن، جراحی‌های تکراری و محدودیت در راه رفتن می‌تواند بهمرور احساس فرسودگی، درماندگی و گمگشتگی در زندگی ایجاد کند.
این واکنش در افرادی که درد طولانیمدت دارند بسیار شایع است و به معنی ضعف شما نیست، بلکه نتیجه فشار مداوم جسم و روان است.
وقتی درمان‌های متعدد انجام شده و هنوز درد ادامه دارد، طبیعی است که ذهن وارد مرحله ناامیدی شود؛ اما این به معنای تمام شدن مسیر نیست.
در چنین شرایطی معمولا نیاز به یک نگاه چندتخصصی وجود دارد: ارتوپد تخصصی درد مزمن، فیزیوتراپی هدفمند و همچنین رواندرمانی برای مدیریت درد و سازگاری با شرایط جدید.
اینکه گفتید روانشناس‌های مختلف کمک زیادی نکردهاند، می‌تواند به این معنا باشد که نوع درمان یا رویکرد مناسب شرایط شما نبوده، نه اینکه «درمانپذیر نیستید». در درد‌های مزمن، درمان‌هایی مثل CBT برای درد، ACT یا توانبخشی روانشناختی معمولا مؤثرتر از گفتوگوی عمومی هستند.
الان مهم‌ترین قدم این است که همزمان هم وضعیت جسمیتان توسط تیم تخصصی درد دوباره بررسی شود و هم حمایت روانی ساختارمندتری بگیرید.
در این مسیر، کمک گرفتن دوباره را به تعویق نیندازید؛ چون هرچه درد و ناامیدی طولانیتر شود، احساس گمگشتگی هم شدیدتر می‌شود، اما با درمان ترکیبی می‌توان کیفیت زندگی را تا حد زیادی بهتر کرد.
1
سلام
عزیزم، میفهمم، شکستگی پا به خودی خود باعث تروما می‌شه و پروسه درمان که طولانی شده هم آسیب‌های این تروما رو پیچیده کرده، اینکه بعد از جراحی انچه انتظارش رو داشتید اتفاق نیفتاده هم مزید بر علت شده، اینکه ایا جراحی بعدی تکمیل کننده درمان هست یا خیر هم نگرانی و ناراحتی شما رو دوچندان کرده، نگفتید حمایت خانواده و اطرافیانتون چطور بوده؟ گاهی بعضی اسیب‌ها در طولانی مدت میتونن منجر به خستگی روانی بشن، عزیزم ارتباطتون با روانشناس رو قطع نکنید شنیده شدن همدلانه و درک شدن در این موقعیت خستگی روانی شما رو کاهش میده و ذهن شما رو از آشفتگی و ناامیدی خارج میکنه، در کنارش منابع حمایتی شما رو تقویت میکنه
0
درود بر شما
جراحی رو انجام بدید، مشاوره رو هم نزد همکار دیگه ای ادامه بدید
این واکنش طبیعی هست
و برای همه
0
سلام
بسیاری افراد ممکنه حتی یک پا نداشته باشند ولی زندگی فعال و شادی دارند.
شما احتمالا مبتلا به افسردگی هستی و باید تحت نظر روانپزشک دارو دریافت کنی.

پاسخ هوش مصنوعی دکترهَست

احتمالاً وضعیت شما ناشی از عوارض پس از شکستگی مچ پا است؛ در بیشتر موارد آرتروز پس‌ضربه‌ای یا درد مزمن نوروپاتیک/چسبندگی بافت نرم باعث درد و محدودیت عملکرد می‌شود.
نگران نباشید؛ راه‌های غیرجراحی و تیمی برای کاهش درد و بهبود فعالیت وجود دارد.
راهکار‌های عملی:
1 برای ارزیابی کامل و تصویربرداری (رادیوگرافی/ام‌آرآی) و برنامه درمانی نوبت از کلینیک درد بگیرید.
2 از عصا یا کفش طبی و کفی حمایتی استفاده کنید تا فشار روی مچ کاهش یابد.
3 فیزیوتراپی تخصصی یا طب فیزیکی را شروع کنید برای تقویت، افزایش دامنه حرکتی و کاهش درد.
4 تحت نظر پزشک، گزینه‌های دارویی (مسکن مناسب، دارو‌های ضدنوراپاتیک) یا تزریق موضعی بررسی شود.
علائم هشدار:
1 تب همراه با قرمزی، تورم گرم یا ترشح از محل جراحی (نشانه عفونت).
2 بی‌حسی یا ضعف ناگهانی و از دست دادن توان حرکت پا/انگشتان.
3 درد ناگهانی و غیرقابل تحمل یا ناتوانی کامل در تحمل وزن.
تخصص پیشنهادی: متخصص درد

این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده و جایگزین نظر پزشک نیست.

پاسخ‌های این صفحه صرفاً جنبه آموزشی دارد و جایگزین معاینه و تشخیص پزشک نیست. برای هرگونه اقدام درمانی حتماً با پزشک متخصص مشورت کنید. در مواقع اورژانسی با مراکز درمانی تماس بگیرید.