روح و روانی برام نمونده چیکار کنم؟
دوازده سال پیش داییم مریض شد مامانم کلی گریه زاری بعد دو سال این دایی خوب شد من مامانم از اون موقع فرق کرد افسرده شد به معنای واقعی منم سن حساسی بودم همه رو سر من خالی کرد یعنی همه مشکلات خونه و روح و روان خودش رو من رو هم مثل خودش افسرده کرد اون همه سال از نوجوانی و جوانیم رفت پای یک مادر افسرده و سمی الان تو گوه خودم غرق شدم الان میگن چرا اینجوریم الان من نمیدونم چرا افسرده هستم
20 اسفند 1404