همسر حس بی‌اهمیتی دارد؛ چه کار کنم؟

توروقران بگین چیکار کنم مامان بابام میخوان برن کربلا پنجشنبه.همسرگفت بیا شام دعوت کنیمشون گفتم باشه. فردا نمیتونن بیان چهارشنبه رو گفتن شاید بیایم حالا همسرم همینجوری هی میگه چرا نمیان من براشون ارزش ندارم میگم بابا کاردارن وگرنه میانخبمیگهروضه که گرفتیم پنج روز دوروزشو اومدن پس تو براشون مهم نیستی تو ساده ایی توقع داره بگم حق باتویع ولی نمیتونم اینطوری بگم میگم مامان بابای خودت بود اینطورینمیگفتی
29 تیر 1405

پاسخ پزشکان

خلاصه پاسخ پزشک بازبینی‌شده توسط پزشک تأییدشده
با سلام.اینکه کسی دعوت ما را بپذیرد یا نه به معنی ارزشمند بودن یا نبودن ما نیست.دیگران حق دارند بر اساس شرایط خودشان تصمیم گیری کنند همان طور که ما هم حق تصمیم گیری داریم.اینکه چه چیزی باعث میشود که همسر شما اینطور فکر کنند باید با خودشان صحبت کرد.
— دکتر زهره حسینی، متخصص اعصاب و روان ( روانپزشک ) مشاهده پاسخ کامل
0
با سلام.
اینکه کسی دعوت ما را بپذیرد یا نه به معنی ارزشمند بودن یا نبودن ما نیست.
دیگران حق دارند بر اساس شرایط خودشان تصمیم گیری کنند همان طور که ما هم حق تصمیم گیری داریم.
اینکه چه چیزی باعث میشود که همسر شما اینطور فکر کنند باید با خودشان صحبت کرد.
شاید بخشی از آن مربوط به تفاوت هایی باشه که هر دو خانواده ممکنه در آداب و رسوم داشته باشند.
0
با سلام
از اینکه همسرتان به فکر سفر پدر و مادرتان بودند و پیشنهاد دعوت به شام را مطرح کردند چه احساسی پیدا کردید؟ آیا شما پاسخ مناسبی به این پیشنهاد داشتید؟ اگر شما توجه ویژه به این پاسخ داشته باشید تغییر تاریخ پذیرفته می شود.
در هر صورت بهتر است مشاهده گر بدون قضاوت رفتارهای خود و همسرتان باشید تا بتوانید اقدام موثری داشته باشید.
مراجعه به روانشناس برای یادگیری این موضع به شما بسیار کمک کننده خواهد بود.
0
سلام.
دوست عزیز؛
به نظر می رسد مسئله اصلی، احساس ارزشمند نبودن همسرتان است، نه صرفا نیامدن پدر و مادرتان.
سعی نکنید ثابت کنید حق با چه کسی است یا او را قانع کنید؛ فقط احساسش را بشنوید .
در عین حال، لازم نیست برای آرام کردن او با حرفی که قبول ندارید موافقت کنید.
اگر این نوع سو برداشت ها و حساسیت ها بارها تکرار می شود، زوجدرمانی با روانشناس متخصص در این حوزه می تواند به هر دوی شما کمک کند تا سو تفاهمها، انتظارات و شیوه گفت وگو را اصلاح کنید.
0
با سلام
بدون جانبداری به احساسات همسرتون توجه کنید و همدلی نشون بدید و نه الزاما تایید حرف هاشون.
گاهی شنونده بودن و درک حس فرد بدون جانب داری کافیه.
از راهکاری جایگزین استفاده کنید تا این حس بی توجهی کمتر بشه و مشاور خانواده حتما مراجعه داشته باشید مسئله بزرگی نیست ولی مشاوره حتما به بهبود رابطه کمک میکند.
0
سلام.
عزیزم همسرتون دچار نوعی سوگیری فکری یا منفی نگری می باشد که به جنبه های منفی رویدادها توجه می کند.
بایستی بررسی شود آیا سوگیری فکری فقط در موقعیت های ویژه تجربه می شود مثال هنگام مواجه شدن با خانواده همسر.
آیا سوگیری منفی در رابطه زوجین نیز تجربه می شود؟ برای ارزیابی دقیق به روانشناس بالینی مراجعه کنید.
0
سلام
این موضوعات با صحبت شما درست نمیشود، رابطه نیاز به درک ، مهارتهای ارتباطی و غیره داره ، رابطه میدان جنگ نیست ، توصیه میکنم به یک دکتر روانشناس هر دوی شما مراجعه کنید
0
سلام
دوست عزیز
شرایط سختی رو بیان کردید از یک طرف همسرتان و از طرف دیگه پدر و مادرتون
در ابتدا احساسی که همسرتون داشته رو بهتره ببینید و بگویید: «میفهمم که دوست داشتی قبل از سفر حتما دور هم باشیم و وقتی نشد، ناراحت شدی.» این با تایید این باور که «پس ما برایشان مهم نیستیم» فرق داره .لازم نیس در رابطه با همسرتون حرفهایش را رد یا تایید کنید لازمه متوجه بشه برای شما مهم است بدون اینکه پدر و مادرتون برنامه شونو تغییر بدن
به نظرم برای اینکه بهتر احساس همو ببینید و بشنوید جلسات زوج درمانی داشته باشید
0
سلام و درود
«به نظر میرسد همسرت موضوع را فقط در حد یک تغییر برنامه نمیبیند، بلکه آن را به معنای مهم نبودن خودش یا شما تعبیر میکند.
در روانشناسی به این الگوی فکری تعبیر شخصی و نتیجهگیری شتابزده میگوییم؛ یعنی بدون شواهد کافی، رفتار دیگران را نشانه بیارزشی یا دوستنداشتن خود میدانیم.
اینکه پدر و مادرت به خاطر مشغله یا آماده شدن برای سفر نتوانند در یک روز خاص بیایند، بهتنهایی نشان نمیدهد که شما یا همسرت برایشان ارزش ندارید.
بهتر است به جای بحث درباره اینکه حق با کیست، احساس همسرت را تایید کنی، اما برداشتش را تایید نکنی.
مثلا بگو:
میفهمم که ناراحت شدی و دوست داشتی قبل از سفر بیشتر کنارمان باشند.
اما از اینکه امروز نتوانستند بیایند، نمیشود نتیجه گرفت که برایشان مهم نیستیم.
ممکن است دلایل دیگری هم وجود داشته باشد.
اگر این نوع برداشتها در موقعیتهای مختلف مرتب تکرار میشود، ممکن است ریشه آن در حساسیت به طرد شدن، عزتنفس پایین یا سبک دلبستگی اضطرابی باشد؛ در این صورت بهتر است به جای تمرکز روی رفتار دیگران، روی این الگوهای فکری و احساس ناامنی در مشاوره کار شود.
این کار معمولا از بحث و قانع کردن، اثر بیشتری دارد.
میتونی با مشاوره دید بهتری داشته باشی .
0
سلام
به نظر میرسد مسئله اصلی، نیامدن پدر و مادرتان نیست، بلکه این است که همسرتان این اتفاق را به این معنا تعبیر کرده که برای شما ارزش قائل نیستند. ( که در اصل بر عکس است).
شما لازم نیست با برداشتی که قبول ندارید موافقت کنید تا او آرام شود.
میتوانید احساسش را تایید کنید، بدون اینکه نتیجهگیری او را تایید کنید.
مثلا بگویید: میفهمم که از نیامدنشان ناراحت شدی، اما من فکر نمیکنم دلیلش بیارزش بودن تو یا من باشد.
اگر او همچنان اصرار دارد که شما هم حرفش را تایید کنید، وارد بحث و اثبات نشوید.
قرار نیست برای حفظ آرامش، چیزی را بگویید که خودتان به آن باور ندارید.
احترام به احساس همسرتان مهم است، اما پذیرفتن تعبیر او اجباری نیست.

پاسخ هوش مصنوعی دکترهَست

احتمالاً همسرتان از تغییر برنامه و احساس بی‌توجهی ناراحت شده و در بیشتر موارد این واکنش ناشی از نیاز به تایید و احساس امنیت عاطفی است.
آرام باشید؛ این وضعیت متداول و قابل اصلاح است.
راهکارهای عملی:
- زمان کوتاهی برای گفت‌وگوی آرام تعیین کنید و با جملات «من» احساس‌تان را بیان کنید (مثلاً «من نگران بودم چون...»).
- ابتدا همدلی نشان دهید («می‌فهمم که ناراحت شدی») سپس مختصر دلیل‌ تدارکات والدین را توضیح دهید.
- راه‌حل جایگزین ارائه کنید: تماس ویدیویی، تعیین روز دیگر برای شام یا حضور کوتاه در مراسم.
- انتظارات را شفاف کنید و برای موارد مشابه در آینده از قبل توافق کنید.
علائم هشدار:
- افکار خودآسیب‌رسانی یا ناامیدی شدید
- کاهش شدید عملکرد روزانه یا اختلال خواب و اشتها که بیش از دو هفته طول بکشد
- شروع یا تهدید به خشونت فیزیکی
تخصص پیشنهادی: مشاور خانواده

این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده و جایگزین نظر پزشک نیست.

پاسخ‌های این صفحه صرفاً جنبه آموزشی دارد و جایگزین معاینه و تشخیص پزشک نیست. برای هرگونه اقدام درمانی حتماً با پزشک متخصص مشورت کنید. در مواقع اورژانسی با مراکز درمانی تماس بگیرید. هویت و پروانه طبابت پزشکان پاسخ‌دهنده از سازمان نظام پزشکی استعلام شده است — فرآیند تأیید هویت پزشکان.