سلام همسرم رفتن پشت بوم چک کنن و من رفتم تو اتاق که بچه رو بخابونم هوا گرم بود نیم ساعت میشد صدایی نیومد فک کردم شاید همسرم بیخیالدتعمیر شدن رفتن بیرون به مادرم گفتم (کولر بزن البته نمیدونم احسان بالا پشت بوم هست با نه بنظرت خطر داره؟) که خداروشکر مادرم گفته بله خطرناکه حالا همش خودخوری میکنم اگه خودم یهو مستقیم کولر روشن میکردم یا سوال نمیکردم چی میشد چرا انقدر بی فکرم خودخوری میکنم.
7 خرداد 1405 آخرین بروزرسانی: 24 خرداد 1405
پاسخ پزشکان
خلاصه پاسخ پزشکبازبینیشده توسط پزشک تأییدشده
سلام بهتره برای درمان وسواس فکری تحت نظر روانشناس باشید . وقتی اتفاقی نیفتاده نیازی نیست خودتون رو سرزنش نکنید. همیشه قبل از هر اقدامی خوب فکرکنید
— دکتر سید شجاع الدین نمازی، متخصص قلب - فشار خون ، واریس مشاهده پاسخ کامل
2
با سلام و احترام آنچه تجربه میکنید نشخوار فکری وسواسی است و ذهن شما بهطور مکرر سناریوی فاجعهبار اگر کولر را روشن میکردم را مرور میکند و با احساس گناه و خودسرزنشگری همراه شده است. شما کولر را روشن نکردید و پیش از اقدام، سؤال کردید؛ این نشانه مسئولیتپذیری است نه بیفکری. تکنیکهای توقف فکر و بازسازی شناختی برای شکستن چرخه خودخوری و پذیرش اینکه «احتمال خطر را در نظر گرفتید و به آن عمل کردید» مفید میباشد. در صورت تداوم این افکار مزاحم و تشدید اضطراب، برای آموزش مهارتهای مدیریت نشخوار فکری به یک روانشناسمراجعه کنید.
با درود این چیزی که داری تجربه میکنی بیشتر از اینکه «بیفکری» باشه، یک نوع نشخوار فکری و احساس مسئولیت افراطی بعد از تصمیم ساده است؛ یعنی ذهنت بعد از اتفاق، شروع میکند به سناریو ساختن «اگر این کار را میکردم چی میشد». در لحظهای که تصمیم گرفتی، اطلاعاتت محدود بوده و طبیعی است از مادرت هم پرسیده باشی؛ این خودش نشانه فکر کردن و احتیاط است، نه بیفکری. بعد از اینکه فهمیدی احتمال خطر وجود دارد، ذهنت دارد با «کاش…»ها سعی میکند احساس کنترل ایجاد کند، ولی در واقع فقط اضطراب را بیشتر میکند. واقعیت این است که مسئولیت تو تشخیص خطر فنی پشتبام یا برق نیست؛ تو بر اساس اطلاعات همان لحظه بهترین کار ممکن را انجام دادی. خطای واقعی اینجا وجود ندارد، فقط بازبینی سختگیرانه ذهن بعد از اتفاق است. اگر این مدل خودخوری زیاد تکرار میشود، معمولا با اضطراب و کمالگرایی همراه است و رویش رواندرمانیها خیلی خوب کار میشود و تاثیر گذار خواهد بود.
سلام دوست عزیز امیدوارم حالتون خوب باشه تجربه خودسرزنش گری و احساس گناه گاهی متناسب با موقعیتی هست که تجربه کردیم مثلا اگر این اتفاق رخ داده بود و همسر شما دچار آسیب شده بود اونهم به صورت مقطعی پاسخ کاملا نرمال و طبیعی بود. اما گاهی وقت ها ما خودمونو بخاطر موضوعی که اتفاق نیفتاده سرزنش میکنیم و واسه خودمون احساس گناه و شرم شدیدی میسازیم وقتی این افکار به صورت فاجعه آمیز و تکرارشونده باشند و مدام ذهن مارو به خودش مشغول کنه احتمالا در معرض یک نوع وسواس فکری هستیم همچنین احتمالا خطاهای فکری داریم که ما رو در این مرحله ثابت نگه داشته و اجازه نمیده بخش های مثبت داستان واقعی رو ببینیم. پیشنهاد میکنم از روانشناس کمک بگیرید آرزوی سلامتی دارم براتون
سلام و درود اگر توانستید با این نشخوار ذهنی که مدام افکار شما را. درگیر کرده کنار بیایید که هیچ اما اگر نتوانستید به این افکار فائق شوید و ذهن شما را بیش از حد مشغول کرد توصیه میشه از مشاوره روان شناسی بهره ببرید رویکرد درمانی ptc که نوعی روان درمانی عملی محسوب میشه می تونه در همان جلسه اول درمانی با ارائه راهکار مناسب به شما کمک بزرگی بکنه اگر مساله شما برطرف نشد می تونیدبا بنده تماس بگیرید
سلام . دوست عزیز مواردی که توصیف کردید ، علائم وسواس فکری را نشان نی دهد . اگر در سایر موارد نیز دچار نشخوار فکری، خود سرزنش و می شوید ، ضروری لیت که حتما جلسات مشاوره تخصصی روانشناختی را با روانشناسمتخصص در حوزه درمان شناختی رفتاری یا CBT و طرحواره درمانی شروع کنید. تا علل زمینه ای و ریشه ای این افکار شناسایی و درمان شوند .
خود سرزنشی و احساس گناه شما ناشی از نشخوار فکری شما در مورد این فکر که ممکن بود به همسرتون اسیب بزنید برای کنترل افکار منفی و نشخوار تمرینات ذهن اگااهی و تنفس عمیق رو انجام بدید
سلام . این موضوع رو اینجوری می تونید به خودتون بگین که بهتر بود قبل از عمل فکر کنم که البته همین که از مادرتون این موضوع رو پرسید نشان دهنده اینه که فکر کردید و مشورت گرفتید ولی در صورت اشتباه در یک مورد تعمیم کلی آن می تونه آزاردهنده باشه من همیشه و به صورت پایدار اینجوری هستم که میتونه درد و رنج و احساس ناکارآمدی تولید کنه. من در این مورد اشتباه کردم و نه در هر موردی.
سلام وقت بخیر. احساس تان قابل درکه اما یه مقداری اینجا ما باید بخش مهارتی که اطلاعات ما بیشتر کنیم مواردی که آشنایی نداریم بپرسیم خوبی ذهن شما این بوده که سوال کردید و حالا اون فکرها که اگر نمی پرسیدم چه میشد کمی استرس و شاید اضطرابی شده این بخش دیگه فکر و واقعیت ندارد
سلام بله ممکن بود اتفاق خطرناکی بیفته و تکرارش بسیار ترسناک، اگر این ترس تجربهای در شما ایجاد کرده باشه خوبه، ولی اگه زیاد اذیتتون میکنه حتما از مشاور کمک بگیرید.
این احساس «خودخوری» و «بیفکری» که تجربه مغز ما بعد از یک ترس، سناریوهای بد را مرور میکند تا برای آینده آماده شود. این یعنی شما بیفکر نیستید، بلکه سیستم هشداردهندهتان حساس و فعال بوده است. شما به جای عمل سریع و شاید اشتباه (روشن کردن کولر بدون بررسی)، سوال کردید. این نشاندهندهی تفکر آگاهانه است، نه بیفکری. بیفکری یعنی پرسیدن نرسد که دست بزنید به چیزی خطرناک است. عذاب وجدان شما نشانهی مسئولیتپذیری است، اما وقتی تبدیل به خودخوری شود، فقط انرژی روانی شما را میبلعد و کمکی به حل مشکل نمیکند.
سلام. یه محرک برانگیزاننده بیرونی مانند روشن کردن کولر باعث هیجان اضطراب و گناه درونی شده است که نشانگر تمرکز بیشاز حد به رویداد و تفسیر و پردازش منفی آن در حد فاجعه انگاری شده است. مثال وای اگر انگشتانش قطع میشد من مسیب این اتفاق بودم؟تصور کنید چنین اتفاقی برای خواهر شما می افتاد. چی می گفتی؟چگونه آرومش،میکردی؟اینکه شما خود را ملامت و محکوم می کنید بیانگر اضطراب گناه ومعصیت است که سیگنالهایی از افکار و هیجانات سرکوب شده از همسر می باشد که نیاز به تحلیل و کاوش دارد.
با سلام، این مورد جای نگرانی نداره و در طول روزمرگی ممکنه پیش بیاد،چرا ذهنت این فکر و نمیکنه که چه خوب پرسیدم و عجله نکردم و مکسی کوتاه کردم،چرا طرف دیگه داستان رو انقدر برات پررنگ کرده؟این چالش های ذهنی در این حد ایرادی نداره اما اگر تکرار میشه ودر موارد زیادی این نگرانی و افکار وجود داره،بهتر تحت ارزیابی بیشتر قرار بگیره و علت این رشته افکار پیگیری بشه.
با سلام و وقت بخیر تامدتی با توجه به اینکه حیات عزیزتان به خطر افتاده بخشی از این افکار یا خودسرزنشی ها طبیعی است اما به شرط تکرار و رشد فراوانی تبدیل به وسواس های فکری در طبقه بندی وسواس های مسئولیت؛ خواهد شد که نیازمند مداخلات حرفه ای دارویی و رواندرمانی است
سلام و وقت بخیر. این احساس سرزنش خود، ناشی از یک «خطای شناختی» است؛ شما در واقعیت هیچ آسیبی به کسی نرساندهاید و اتفاقا با پرسش از مادرتان، تدبیر و مسئولیتپذیری خود را نشان دادهاید. وسواس «مقصر بودن» مدام به دنبال یافتن احتمالات فاجعهبار است تا شما را مضطرب نگه دارد، اما واقعیت این است که شما مراقب بودید و هیچ حادثهای رخ نداده است. لطفا انرژی خود را صرف تحلیل «اگرها» نکنید، چرا که این افکار صرفا نویز اضطرابی هستند و نه بازتابی از شخصیت یا عملکرد شما. اجازه دهید در جلساتمان روی این الگوهای خودسرزنشگر کار کنیم تا یاد بگیرید چطور با مهربانی بیشتری با خودتان رفتار کنید.
احتمالاً احساس گناه و خودسرزنشی شما واکنشی طبیعی به نگرانی درباره ایمنی همسرتان است. در بیشتر موارد این افکار ناشی از اضطراب و ارزیابی سریع و نادرست موقعیت هستند و به معنی تقصیر قطعی شما نیستند. راهکارهای عملی: - اول وضعیت را با یک تماس کوتاه یا پرسوجو از اعضای خانواده بررسی کنید تا از سلامت همسر مطمئن شوید. - چند نفس عمیق و آرام بردارید (دم آهسته و بازدم طولانی) برای کاهش اضطرابفوری. - افکار خودسرزنش را بنویسید و برای هر فکر یک پاسخ منطقی بنویسید تا الگوی تکرار شکسته شود. - درباره احساس خود با یک نفر مورد اعتماد صحبت کنید یا حداقل چند دقیقه حواس را با کاری ساده (کودک، آب خوردن، قدم کوتاه) پرت کنید. علائم هشدار: - افکار مکرر خودآسیبرسانی یا خودکشی. - ناتوانی شدید در انجام کارهای روزمره یا افت قابلتوجه خواب و اشتها بیش از دو هفته. - حملات پانیک شدید همراه تنگی نفس، سرگیجه یا احساس نزدیک به غش. تخصص پیشنهادی: روانشناس
این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده و جایگزین نظر پزشک نیست.
پاسخهای این صفحه صرفاً جنبه آموزشی دارد و جایگزین معاینه و تشخیص پزشک نیست. برای هرگونه اقدام درمانی حتماً با پزشک متخصص مشورت کنید. در مواقع اورژانسی با مراکز درمانی تماس بگیرید. هویت و پروانه طبابت پزشکان پاسخدهنده از سازمان نظام پزشکی استعلام شده است — فرآیند تأیید هویت پزشکان.