ده سؤال دربارهی حالِ خودتان، در دورهای که همه سراغِ حالِ نوزاد را میگیرند
در حال آمادهسازی…
با نامهای دیگر: مقیاس ادینبورگ · تست افسردگی بعد از زایمان · پرسشنامه افسردگی پس از زایمان ادینبورگ · EPDS
EPDS ده جمله است دربارهی هفت روزِ گذشتهتان، و برای هر جمله چهار گزینه دارد که با کلماتِ خودِ همان جمله نوشته شدهاند. مجموع بین ۰ تا ۳۰ درمیآید و بخشِ جداگانهای ندارد.
یک چیز در این ده سؤال نیست و نبودنش مهمترین ویژگیِ این آزمون است: خواب، اشتها، خستگی و انرژی. کسی که نوزادِ چندماهه دارد طبیعتاً کمخواب و خسته است، پس آزمونی که اینها را بشمارد تقریباً به همه علامت میدهد. تنها سؤالِ خوابش هم شرط دارد؛ خوابی که «از ناراحتی» بههم ریخته، نه بیدارشدن برای شیر.
هیچ سؤالی هم دربارهی نوزاد نیست. نه از رابطهتان با او میپرسد و نه از اینکه چطور از او مراقبت میکنید؛ همهی ده جمله دربارهی حالِ خودتان است؛ همان چیزی که در این دوره کمتر از همه پرسیده میشود.
این آزمون تشخیص نمیدهد و خودِ فرمِ رسمی هم صریح میگوید جای ارزیابیِ کسی که کارش این است را نمیگیرد. اضطرابِ شدید، وسواس و آن حالتِ نادرترِ سنگینترِ این دوره را هم نمیسنجد. ضمناً بازههایش از نمونههای زنانِ پس از زایمان آمدهاند، پس اگر پدری این را میدهد، عددش را با احتیاط بخواند.
حالِ بدِ ماندگار در این دوره از هر هفت مادر به یکی میرسد و در نمونههای ایرانی حتی شایعتر گزارش شده؛ ولی بخشِ بزرگی از آن هیچوقت گفته نمیشود. دلیلش یک توضیحِ خیلی قابلباور است که همه، از خودِ مادر تا اطرافیان، اول از همه سراغش میروند: «طبیعی است، تازه زایمان کرده.»
کارِ این ده سؤال دقیقاً بستنِ همان راهِ فرار است. چون خستگی و کمخوابی را عمداً نمیپرسد، نمرهای که میدهد را نمیشود با «خستهام» توضیح داد. و همین است که آن را از حدس و حسِ اطرافیان جدا میکند: چیزی میماند که میشود نشانش داد.
| نمره | تفسیر |
|---|---|
| ۰–۹ | در محدودهی معمول |
| ۱۰–۱۲ | در محدودهی مرزی |
| ۱۳–۳۰ | نشانههای قابلِ توجه |
دو عددِ ۱۰ و ۱۳ مرزهای خودِ سازندگاناند و در پژوهشهای ایرانی هم آزموده شدهاند: ۱۰ کمتر کسی را جا میگذارد و ۱۳ کمتر کسی را اشتباه علامت میزند. بازهی میانی عمداً «مرزی» است، نه سبک یا سنگین؛ چون در همین محدوده است که یک نگاهِ دقیقتر یا یک بارِ دوبارهْ دو هفته بعد بیشترین ارزش را دارد.
این بازهها تفسیر رسمی ابزارند؛ و برای سنجشاند، نه تشخیص.
ساختهی John Cox، Jenifer Holden و Ruth Sagovsky (۱۹۸۷، British Journal of Psychiatry) و شناختهشدهترین ابزارِ این حوزه در جهان، با ترجمه به بیش از پنجاه زبان؛ سازمانهای سلامتِ باروری در بسیاری از کشورها همین را برای غربالگریِ دورهی پس از زایمان بهکار میبرند. نسخهی فارسیاش را منتظری و همکاران (۲۰۰۷، BMC Psychiatry) روی ۱۰۰ زنِ ایرانی در دو نوبتِ پس از زایمان آزمودهاند، و دو مطالعهی بعدی هم آن را مقابلِ مصاحبهی تشخیصیِ روانپزشکی سنجیدهاند.
دلگیریِ روزهای اولِ بعدِ زایمان تجربهی خیلی رایجی است، معمولاً از روزِ دومسوم شروع میشود و در یکی دو هفته خودش فروکش میکند. آنچه این آزمون سراغش را میگیرد چیزی است که میماند: هفتهها طول میکشد و لذت و خواب و توانِ روزمره را با خودش میبرد. تفاوتشان بیشتر در طول و سنگینی است تا در جنس.
این هم عمدی است و یکی از دلیلهای اصلیِ ساختهشدنِ این ابزار. کسی که نوزادِ چندماهه دارد طبیعتاً کمخواب و خسته است و اشتهایش بههم ریخته — پس آزمونی که اینها را بشمارد تقریباً به همه نشانهی افسردگی میدهد. تنها سؤالِ خوابِ اینجا هم شرط دارد: «آنقدر ناراحت بودهام که خوابم بههم ریخته»، یعنی ناراحتی علتِ بیخوابی باشد نه نوزاد.
بله. با اینکه اسمش «پس از زایمان» است، این آزمون روی زنانِ باردار هم آزموده شده و در بسیاری از راهنماها همانجا هم بهکار میرود. حالِ دورانِ بارداری و حالِ بعدِ زایمان در پژوهشها بههم گره خوردهاند، پس زودتر دیدنش ارزش دارد.
نه. این یک غربالگر است، یعنی کارش این است که بگوید ارزشِ نگاهِ دقیقتر را دارد یا نه — خودِ فرمِ رسمی هم صریح میگوید نمره جای قضاوتِ بالینی را نمیگیرد. تشخیص با گفتوگو و ارزیابیِ کسی است که این حوزه کارش است، نه با ده سؤال.
در پژوهشها همین ابزار روی پدرها هم بهکار رفته، ولی با مرزِ متفاوت — چون نمرههای مردان در همین ابزار پایینتر مینشیند و مرزِ ۱۳ برایشان دیر علامت میدهد. بازههایی که اینجا میبینید از نمونههای زنانِ پس از زایمان آمدهاند، پس برای پدرها عددش را با احتیاط بخوانید.
نامِ رسمیاش «مقیاس افسردگی پس از زایمان ادینبورگ» است و در منابعِ انگلیسی EPDS نوشته میشود؛ به آن مقیاس ادینبورگ یا پرسشنامه افسردگی پس از زایمان ادینبورگ هم میگویند. اگر با عبارتِ «تست افسردگی بعد از زایمان» به اینجا رسیدهاید، همین است.
در حال آمادهسازی…