حس جدایی با وجود کودک دو ساله؟

پدری ۳۹ ساله ام رفتار همسرم برام قابل تحمل نیست ، به یکباره بی هیچ دلیلی یهو انگار سیم کشی های مغزش ب هم میریزه و جوابمو نمیده ، بد رفتاری میکنه و …
پسری دو ساله داریم ، میخوام جدا شم، ولی اگر جدا شیم نگران فرزندمم، همیشه از مادرش ب کودکم از خوبیش میگم( مامان دوستت داره ، مامانت خیلی خوشحاله تو رو داره و فلانو بهمان) اما مادرش میگه بابات بده ، دوسش نداشته باش ، نرو پیشش و … نگرانم
7 اردیبهشت 1405

پاسخ پزشکان

0
سلام.
دوست عزیز؛
درک می کنم که در شرایط بسیار دشواری قرار دارید و نگرانی شما برای آینده فرزندتان کاملا قابل درک است.
این وضعیت پیچیده نیازمند بررسی دقیق و حمایت تخصصی است.
پیشنهاد می کنم ابتدا برای خودتان، فرصتی برای گفتگو با یک روانشناس فراهم کنید.
این فضا به شما کمک می کند تا احساسات خود را بهتر مدیریت کنید و ابعاد مختلف موقعیت را با دیدی بازتری بررسی کنید و برای تصمیم گیری‌های مهم، آمادگی روانی بیشتری پیدا کنید.
در مرحله بعد، حضور در جلسات زوج درمانی هنراه با همسرتان، بسیار کمک کننده خواهد بود.
در این جلسات، شما و همسرتان فرصت خواهید داشت تا با راهنمایی یک متخصص، ریشه‌های مشکلات ارتباطی خود را بیابید، شیوه‌های سالم تری برای گفتگو و تعامل بیاموزید و مهم تر از همه، فضایی امن و حمایتگر برای فرزندتان ایجاد کنید.
حفظ سلامت روانی کودک شما اولویت اصلی است و این مسیر تخصصی، بهترین راه برای دستیابی به این هدف و تصمیم گیری آگاهانه در مورد آینده خانواده تان خواهد بود.
حتما به روانشناس مراجعه کنید و جلسات مشاوره تخصصی روانشناختی را با روانشناس متخصص در حوزه درمان فردی و زوج درمانی شروع کنید.
0
با سلام،
حق دارید این احساسات رو تجربه می کنید، این که نگران فرزندتون هستید کاملا نگرانی به حق و درستیه، رفتار درست والدین حتی در شرایط بحرانی و اختلاف قطعا برای کودک کمک کننده خواهد بود و شک نداشته باشید موثر خواهد بود، پس رفتار شما کاملا درسته، اما این که نوشتید بی دلیل، احتمالا مسائلی هست یا عنوان نمی‌شه یا گفته شده بهشون پرداخته نشده، در هر مرحله ای از این تصمیم هستید مراجعه به مشاور کمکتون خواهد کرد، اگر همسرتون نیومدند، فردی خودتون مراجعه کنید، قطعا بررسی مسائل رابطه برای تصمیم گیری بهتر کمکتون خواهد کرد.
0
سلام و احترام
شرایط خسته کننده شما قابل درکه اما طلاق با وجود یک بچه دو ساله و آسیب‌هایی بعد از طلاق، انقدر قابل توجه هست که به عنوان اولین و دومین راهکار به سراغش نمی‌ریم.
پیشنهاد میدم ابتدا به یک زوج درمانگر مراجعه کنید.
مسائل زیادی توی مورد شما هست که باید مورد بررسی قرار بگیره تا علت رفتار مشخص بشه.
0
وقت بخیر.
دوست عزیز قطعا در تمام زندگی‌های مشترک چالش وجود داره.
پس متارکه و شروع زندگی دوباره راه حل قطعی نیست.
اگر امکان مراجعه به روانشناس دارید عالیست.
در غیر این صورت بهترین راهکار داشتن چند جلسه با همسر برای دلایل انجام رفتارشون هست.
قطعا دلایل منطقی دارند ولی شاید شنیده نشده اند.
در صحبت و جلسه تان قضاوت نکنید شنونده خوبی باشید سوگیری نکنید در جهت اصلاح عملکرد رفتاری به هم تعهد بدهید گذشته را پشت سر بگذارید و شروع دوباره آغاز کنید.
دوباره عاشق شوید و زندگی را زندگی کنید.
یادتان باشد پیچیدگی زمانه زیاد است و زندگی کوتاه.
روزی شروعی با انتخاب آگاهانه داشتید پس به خاطر اول خودتان بعد همسر و پسرتان از نو بسازید.
موفق باشید.
0
با سلام
برای مشکلی که در زندگی با آن روبهرو هستید آخرین راه حل و شاید دم دستی‌ترین آن طلاق است.
مطمئنا جدایی می تواند آسیب‌های خود را بر کودک بگذارد اگر در شرایط مناسب و با صلح و آشتی همراه نباشد.
مراحلی دارد که نیازمند کمک تخصصی است.
اما پیش از آن به راه حل‌های مناسب تری بیندیشید و این راه حل ها باید با توافق شما و همسرتان باشد.
0
سلام و وقت بخیر.
با یک روان شناس اول به صورت فردی و در صورت توان همراه همسر به یک زوج درمان گر مراجعه بفرمایید برای دادن راهنمایی درست نیاز به سنجیدن و ارزیابی خیلی موارد هست.
طلاق همیشه یکی از گزینه‌ها می‌تواند باشه که ترجیحا پس از آزمون باقی مسیر‌ها قابل انجام می‌باشد.
برای ارزیابی دقیق تر و دریافت راهنمایی‌های بیشتر با یک روانشناس به صورت تلفنی و یا حضوری صحبت بفرمایید.
0
سلام.
بی ثباتی هیجانی، اتئلاف بندی با فرزند علیه پدر، بدرفتاری با کودک و همسر، بی توجهی و غفلت نسبت به نیاز‌های عاطفی و روانی دیگران بیانگر اختلال شخصیت مرزی همسر می باشد.
اینگونه افراد بین دونیمه تفکر دوقطبی حوب و بد، فرشته و اهریمن، سیاه و سفید گرفتارند.
تننش درگیری‌های روابطی باعث آشفتگی بیشتر بیمار می شود.
سلامت روان کودک بخاطر مشکلات رابطه والدین و بی ثباتی مادر تضعیف و آسیب می بیند و کودک دچار اضطراب جدایی شدید می شود.
متاسفانه چنین افرادی انگیزه برای درمان ندارند، درحین درمان به تصور اتئلاف درمانگر با همسر دچار بدبینی و مقاومت درونی می شوندوبهانه ای برای ترک درمان می شود.
مشکلاتت را دقیق بررسی کنید و با آگاهی کامل تصمیمات منطقی اتخاذ کنید.
پایان قصه تلخ بهتر از فصه تلخ بی پایان.
0
سلام
حتما قبل از هر اقدامی به زوج درمانگر مراجعه کنید.
0
سلام
وقت بخیر
شما باهمسرتان به روانشناس مراجعه کنید در این جلسات است که مشکلات شما تخصصی تر تشخیص داده می‌شود و راهکار ارائه می‌گردد در ضمن چه لزومی دارد به بچه دو ساله بگویید بابات خوبه یا ماما نت خوبه شما با همسرتان محیط امنی ایجاد کنید خیلی موثر ه آهنگ رشد فرزند شما بیشتر در این سن تا سه سالگی استقلال است سعی کنید تا جای ممکن شرایط تسهیل کنید البته خطر جسمی نباشد
خود و همسرتان یه دوره فرزند پروری شرکت کنید مشکل تون با روانشناس حل کنید در کوتاه مدت و میان مدت و تا رضایتتون از زندگی افزایش پیدا نکرده فرزند بعدی نیارید
0
سلام و درود
حالا که قصد دارید به دلیل وجود فرزندتان به زندگی ادامه دهید باید به برطرف شدن این مشکل هر چه زودتر اقدام کنید قطعا باید شما و همسرتان تحت مشاوره با زوج درمانگر قراربگیرید اگر تمایل به برطرف شدن مشکل خانوادگی تان داشتید در تخصص من هست در خدمتتون هستم
0
درود بر شما
به نظر میاد دچار تعارض و استیصال هستین بین رفتن از زندگی و ماندن.
فرزند شما بیشتر از اینکه فقط و فقط پدرو مادر رو داشته باشه در کنار هم، رابطه ی اونهاست که در روان و رفتار اون بچه تاثیر میزاره اگه قرار به موندن دارین درست بمونین نه به خاطر بچه اگه کوچک‌ترین دوست داشتن و نقطه امیدی براتون وجود داره با کمک یه متخصص رابطه رو ترمیم کنید و حتی اگه تصمیم به جدایی هم گرفتین با یک روانشناس حتما مشورت بفرمایید.
سلامت باشید
0
سلام،
برای پیگیری مساله خودتون و همسرتون به زوج درمانگر مراجعه کنید.
با توجه به شرایطی که در خصوص ارتباط با فرزندتون فرمودین، پیشنهاد می‌کنم برای اصلاح و همسویی شیوهی فرزندپروری، مشاورهی فرزندپروری دریافت کنین.

پاسخ‌های این صفحه صرفاً جنبه آموزشی دارد و جایگزین معاینه و تشخیص پزشک نیست. برای هرگونه اقدام درمانی حتماً با پزشک متخصص مشورت کنید. در مواقع اورژانسی با مراکز درمانی تماس بگیرید.