اینکه چقدر کارها را عقب میاندازید، و چقدر این عقبانداختن به خودتان ضرر میزند
در حال آمادهسازی…
با نامهای دیگر: تست اهمال کاری · مقیاس تعویق · پرسشنامه اهمالکاری · تست به تعویق انداختن کارها · IPS
IPS نُه جمله است و به هر کدام از «خیلی بهندرت» تا «خیلی اغلب» جواب میدهید. خروجی یک میانگین بین ۱ تا ۵ است؛ نه جمع؛ و بخشِ جداگانهای ندارد، چون تحلیلهای آماری نشان دادهاند هر نُه جمله یک چیزِ واحد را میسنجند.
سه جمله از این نُهتا برعکس نوشته شدهاند؛ یعنی بهجای پرسیدن از عقبانداختن، از سرِ دیگر میپرسند: «وقتم را درست خرج میکنم». این عمدی است و کارش این است که جوابدادنِ سرسری را بگیرد؛ کسی که بیخواندن یک ستون را پر کند، در همین سه جمله خودش را نشان میدهد. لازم نیست کاری بکنید؛ نمرهگذاری خودش برعکسشان را حساب میکند.
یک نکته دربارهی خودِ سؤالها که خواندنشان را راحتتر میکند: ششتا از نُهتا میپرسند چقدر عقب میاندازید و فقط سهتا میپرسند این عقبانداختن چه به شما میکند. پس اگر تأخیرتان کم است ولی همان کمَش پرهزینه، عددِ کلی این را رقیق نشان میدهد؛ و صفحهی نتیجه اگر چنین چیزی ببیند جداگانه میگویدش.
این آزمون هیچ اختلالی را غربال نمیکند و مرزِ بالینی هم ندارد؛ نه برای بیشفعالی، نه برای افسردگی، نه برای هیچچیزِ دیگر. دلیلش هم کمکاریِ سازنده نیست: تعویق در هیچ کتابِ تشخیصی اختلال نیست، پس هیچ معیارِ بیرونیای وجود ندارد که مرز را مقابلش بسنجند. ضمناً بهرهوری و نظم و پشتکارِ شما را نمیسنجد؛ فقط فاصلهی بینِ «میدانم باید» و «انجام شد» را میبیند.
در این حوزه ابزارِ کم نیست، ولی بیشترشان یک مشکلِ مشترک دارند: تعویق را با چیزهای دیگری قاطی میکنند؛ بینظمی، کمالگرایی، عصبیبودن سرِ ضربالاجل. آنوقت نمره بالا میرود بی اینکه معلوم باشد کدامش بالا رفته. Steel این ابزار را دقیقاً برای جداکردنِ خودِ تأخیر ساخت، و همان یک چیز را میپرسد.
و ادعایش آزموده شده. در پژوهشی که ده ابزارِ رایجِ این حوزه را کنارِ هم گذاشت و همه را با تأخیرِ واقعی و اندازهگیریشدهی آدمها سنجید؛ نه با حرفشان دربارهی خودشان؛ تنها دو ابزار از همهی معیارها رد شدند و این یکی از آن دو بود.
| نمره | تفسیر |
|---|---|
| ۱–۲٫۹۹ | کمتر از حدِ معمول |
| ۳–۴ | در حدِ معمول |
| ۴٫۰۱–۵ | بیشتر از حدِ معمول |
این ابزار مرزِ بالینی ندارد، پس اسمِ بازهها همان چیزی است که واقعاً میگویند: «کمتر از حدِ معمول»، «در حدِ معمول»، «بیشتر از حدِ معمول». و معمول اینجا حدس نیست؛ میانگینِ ۱۶٬۴۱۳ بزرگسالِ هشت کشور که این آزمون را دادهاند، حدودِ ۳٫۶ از ۵ درآمده. توجه کنید که این بالای وسطِ طیف است: بازهی میانی جای اکثریتِ آدمهاست، نه هشدار.
این بازهها تفسیر رسمی ابزارند؛ و برای سنجشاند، نه تشخیص.
ساختهی Piers Steel، استادِ دانشگاه کلگری و نویسندهی شناختهشدهترین فراتحلیلِ تعویق (۲۰۱۰، Personality and Individual Differences). در پژوهشی که ده ابزارِ رایجِ این حوزه را کنارِ هم گذاشت و با تأخیرِ واقعی و اندازهگیریشدهی آدمها سنجید، تنها دو ابزار از همهی معیارها رد شدند و این یکی از آن دو بود. میانگینِ مرجعش هم از ۱۶٬۴۱۳ بزرگسالِ هشت کشور میآید.
نه، و این تفاوت در پژوهشها روشن است. تنبلی یعنی نخواستنِ انرژیگذاشتن؛ تعویق یعنی میخواهید، تصمیمش را هم گرفتهاید، و باز انجام نمیشود. کلمهی «نامعقول» در نامِ این ابزار دقیقاً همین را نشان میگذارد: تأخیری که خودتان هم میدانید به ضررتان است و باز اتفاق میافتد. آدمِ تنبل از عقبانداختن عذاب نمیکشد؛ چیزی که این آزمون میسنجد معمولاً عذاب دارد.
نه. تعویق در هیچ کتابِ تشخیصی اختلال نیست و همین دلیلِ آن است که این ابزار — و هیچ ابزارِ دیگری در این حوزه — مرزِ بالینی ندارد: معیارِ بیرونیای وجود ندارد که مرز را مقابلش بسنجند. بازههایی که اینجا میبینید فقط میگویند نسبت به میانگینِ بیش از بیست هزار نفر کجا ایستادهاید.
احتمالاً نه، و این نکتهای است که خیلیها اشتباه میخوانند. میانگینِ جهانیِ این آزمون حدودِ ۳٫۶ از ۵ است، یعنی **بالای** وسطِ طیف. تعویق چیزی نیست که عدهی کمی داشته باشند؛ بیشترِ آدمها جایی در همان محدودهاند. بازهی میانی اینجا یعنی «مثلِ بیشترِ آدمها»، نه «هشدار».
برای اینکه پشتِ سرِ هم گزینهی یکسان زدن جواب ندهد. وقتی همهی جملهها یکجور نوشته شوند، آدم بعد از چند سؤال دیگر نمیخواند و ستون میزند. جملههای برعکس این را میشکنند. در نمرهگذاری هم برعکس حساب میشوند، پس لازم نیست شما کاری بکنید — فقط صادقانه جواب بدهید.
تعویق یکی از چیزهایی است که در بیشفعالی و کمتوجهی هم دیده میشود، ولی این ابزار آن را غربال نمیکند و نمیتواند. اگر عقبانداختن برایتان از نوجوانی بوده و کنارش حواسپرتی و بیقراری و نیمهکارهرهاکردن هم هست، تست ADHD سؤالهای درستتری برای آن حال میپرسد. این آزمون فقط خودِ تأخیر را اندازه میگیرد، نه دلیلش را.
نه، و این را صریح مینویسیم. آنچه روی گروهی از ایرانیها آزموده شده ابزارِ دیگری از همین سازنده است (PPS دوازدهسؤالی)، نه این یکی. ترجمهی اینجا دقیق است ولی پشتوانهی آماریِ فارسی ندارد، پس عدد را یک نشانه بخوانید نه یک اندازهگیریِ قطعی — بهخصوص وقتی نزدیکِ مرزِ دو بازه است.
نامِ رسمیاش «مقیاس تعویق نامعقول» است و در منابعِ انگلیسی IPS نوشته میشود. اگر با «تست اهمال کاری»، «پرسشنامه اهمالکاری» یا «تست به تعویق انداختن کارها» به اینجا رسیدهاید، همین است؛ اینها در فارسی همه برای یک چیزند. کلمهی «نامعقول» هم اتهام نیست؛ اشاره به همان چیزی است که خودِ آدم هم میداند: تأخیری که میدانید به ضررتان است و باز اتفاق میافتد.
در حال آمادهسازی…