اینکه هیجانهایتان اشتهایتان را چطور جابهجا میکنند — کم یا زیاد
در حال آمادهسازی…
با نامهای دیگر: تست خوردن هیجانی · مقیاس خوردن احساسی · پرسشنامه پرخوری عصبی · تست اشتها و استرس · SEES
SEES بیست جمله است که هر کدام با یک حال شروع میشود؛ «وقتی غمگینم…»، «وقتی عصبانیام…»؛ و شما میگویید در آن حال معمولاً چه بر سرِ خوردنتان میآید. گزینهها از «خیلی کمتر از همیشه میخورم» تا «خیلی بیشتر از همیشه میخورم» است و وسطشان «همانقدرِ همیشه» میایستد.
همین وسط مهمترین تفاوتِ این آزمون با بقیه است. در بیشترِ آزمونها یک سرِ مقیاس «بیشتر» است و سرِ دیگر «کمتر»، ولی اینجا وسط ایستادن خودش یک جواب است: یعنی حال روی اشتهایتان اثری نمیگذارد. و هر دو سرِ مقیاس هم خبرند، نه فقط یکی؛ کمشدنِ اشتها بهاندازهی زیادشدنش شمرده میشود.
چهار حال جدا از هم سنجیده میشوند و چهار میانگینِ جداگانه میگیرند: حالِ خوب، غم و دلگیری، خشم و دلخوری، دلهره و نگرانی. نمرهی کلی وجود ندارد و این عمدی است؛ در پژوهشها این چهار با هم یکی نیستند و «حالِ خوب» با «غم» رابطهی معکوس دارد، پس جمعکردنشان دو جهتِ مخالف را حذف میکند و عددی میسازد که هیچچیز را نشان نمیدهد.
این آزمون هیچ اختلالی را غربال نمیکند و مرزِ بالینی هم ندارد؛ نه پرخوریِ افراطی، نه بیاشتهایی، نه هیچچیزِ دیگر. جابهجاشدنِ اشتها با حال چیزی است که در بدنِ آدم ریشه دارد و در بیشترِ مردم دیده میشود؛ خودِ سازندگان هم آن را بیماری نمیدانند. ضمناً دربارهی وزن و اندازهی بدنتان هیچ سؤالی ندارد و هیچ حرفی هم نمیزند، و دربارهی اینکه چه میخورید یا چقدر میخورید هم چیزی نمیگوید؛ فقط جهتِ جابهجایی را میبیند.
ابزارهای قدیمیترِ این حوزه یک فرضِ نانوشته داشتند: که هیجان اشتها را فقط زیاد میکند. پس فقط میپرسیدند «آیا وقتی ناراحتی بیشتر میخورید؟» و کسی که در ناراحتی اشتهایش کور میشد در جوابشان جایی نداشت؛ نمرهاش صفر درمیآمد، دقیقاً مثلِ کسی که هیجان هیچ اثری رویش ندارد. در حالی که این دو حال یکی نیستند.
ایرادِ دومشان این بود که همهی هیجانهای منفی را یک کاسه میکردند. این آزمون در دانشگاه سالزبورگ برای رفعِ همان دو ایراد ساخته شد: هر دو جهت را میسنجد و چهار حال را از هم جدا میکند. نسخهی فارسیاش هم روی ۴۸۹ بزرگسالِ ایرانی آزموده شده و همان ساختارِ چهارقسمتی را نشان داد.
| نمره | تفسیر |
|---|---|
| ۱–۲٫۷۴ | کمتر از همیشه |
| ۲٫۷۵–۳٫۲۵ | تقریباً بیتفاوت |
| ۳٫۲۶–۵ | بیشتر از همیشه |
| نمره | تفسیر |
|---|---|
| ۱–۲٫۷۴ | کمتر از همیشه |
| ۲٫۷۵–۳٫۲۵ | تقریباً بیتفاوت |
| ۳٫۲۶–۵ | بیشتر از همیشه |
| نمره | تفسیر |
|---|---|
| ۱–۲٫۷۴ | کمتر از همیشه |
| ۲٫۷۵–۳٫۲۵ | تقریباً بیتفاوت |
| ۳٫۲۶–۵ | بیشتر از همیشه |
| نمره | تفسیر |
|---|---|
| ۱–۲٫۷۴ | کمتر از همیشه |
| ۲٫۷۵–۳٫۲۵ | تقریباً بیتفاوت |
| ۳٫۲۶–۵ | بیشتر از همیشه |
این ابزار مرزِ بالینی ندارد، پس بازهها هم درجهی چیزی نیستند؛ فقط جهت را میگویند: «کمتر از همیشه»، «تقریباً بیتفاوت»، «بیشتر از همیشه». مرزها هم از نُرم نمیآیند، از کلماتِ خودِ گزینهها: ۳ لنگرِ «همانقدرِ همیشه» است و ناحیهی حوالیاش عملاً یعنی حداکثر یک جمله یک پله جابهجا شده، که نوسانِ معمول است نه الگو.
این سطحها فقط توصیفِ شدتِ هر صفتاند؛ نه نمرهی خوب و بد، نه سنجشِ بیماری.
ساختهی Adrian Meule و همکارانش در دانشگاه سالزبورگ (۲۰۱۸، Frontiers in Psychology). ابزارهای قدیمیترِ این حوزه یک فرضِ نانوشته داشتند — که هیجان اشتها را فقط زیاد میکند — و همهی هیجانهای منفی را هم یک کاسه میکردند. این یکی برای رفعِ همان دو ایراد ساخته شد و هر دو جهت را میسنجد. نسخهی فارسیاش روی ۴۸۹ بزرگسالِ ایرانی بهصورتِ آنلاین آزموده شده و همان ساختارِ چهارقسمتی را نشان داد (غفوری و همکاران، ۲۰۲۲).
بله، و همین چیزی است که این ابزار را از بقیه جدا میکند. تا پیش از این، ابزارهای این حوزه فقط میپرسیدند «آیا وقتی ناراحتی بیشتر میخورید؟» و کسی که اشتهایش کور میشد در جوابش جایی نداشت — نمرهاش صفر درمیآمد، مثلِ کسی که هیجان هیچ اثری رویش ندارد. در حالی که این دو یکی نیستند. اینجا وسطِ مقیاس معنا دارد: «هیچ تفاوتی نمیکند».
نه. این آزمون هیچ اختلالی را غربال نمیکند و مرزِ بالینی هم ندارد؛ اصلاً برای این کار ساخته نشده. جابهجاشدنِ اشتها با حال چیزی است که در بدنِ آدم ریشه دارد و در بیشترِ آدمها دیده میشود. این آزمون فقط میگوید در شما کدام حال و کدام جهت.
چون یافتهی جالبِ همین حوزه است: در پژوهشها آدمها در حالِ خوب هم بیشتر میخورند — گاهی بیشتر از حالِ بد. جشن و مهمانی و دورهمی معمولاً غذا دارند، و بخشِ بزرگی از خوردنِ هیجانی هیچ ربطی به رنج ندارد. ابزارهایی که فقط از هیجانِ منفی میپرسند این نیمه را کاملاً از دست میدهند.
پرخوریِ افراطی الگوی مشخصی دارد: خوردنِ مقدارِ زیاد در زمانِ کوتاه، همراه با حسِ ازدستدادنِ کنترل. این آزمون آن را نمیسنجد و ابزارِ آن نیست. چیزی که اینجا سنجیده میشود جهت و اندازهی جابهجاییِ اشتها با حال است — چیزی روزمرهتر و بیربط به تشخیص.
چون چیزی که میسنجد این نیست. سؤال این است که حال چه بر سرِ اشتهای شما میآورد، نه اینکه بدنتان چه شکلی است یا چه میخواهید باشد. در این آزمون نه سؤالی دربارهی وزن و اندازه هست، نه دربارهی رژیم و غذای مجاز و ممنوع — و همین یکی از دلیلهای انتخابش بود.
بله. این یک ویژگیِ ثابتِ شخصیت نیست و در پژوهشها با دورههای زندگی جابهجا میشود — فشارِ کاری، بیخوابی، دورههای سخت. دو ماه فاصلهی معقولی برای دیدنِ تغییر است.
نامِ رسمیاش «مقیاس خوردنِ هیجانی سالزبورگ» است و در منابعِ انگلیسی SEES نوشته میشود. اگر با «تست خوردن هیجانی»، «مقیاس خوردن احساسی» یا «تست اشتها و استرس» به اینجا رسیدهاید، همین است. با «پرسشنامه پرخوری عصبی» هم دنبالش میگردند، و همینجا یک همنامیِ گمراهکننده هست که ارزشِ روشنکردن دارد: این ترکیب در فارسیِ روزمره برای همین حال بهکار میرود، ولی در متنِ پزشکی نامِ یک اختلالِ مشخصِ بالینی است. آنچه این آزمون میسنجد اولی است، نه دومی؛ و اگر دنبالِ دومی آمدهاید، این ابزار جوابش را نمیدهد.
در حال آمادهسازی…