تا حالا دورهای داشتهاید که حالِ همیشگیتان نبوده باشد؟
در حال آمادهسازی…
با نامهای دیگر: تست اختلال دوقطبی · تست بایپولار · غربالگری شیدایی · پرسشنامه اختلال خلقی · MDQ
سیزده سؤال دربارهی دورههایی در گذشتهتان که حالِ همیشگیتان نبوده: پرانرژیتر، کمخوابتر، پرحرفتر، بیپرواتر. هر کدام فقط «بله» یا «خیر» دارد و همهشان از «تا به حال» میپرسند، نه از این هفته.
بعد دو سؤالِ تعیینکننده میآید که خیلیها اهمیتشان را نمیدانند: آیا چند تا از آنها در یک دوره با هم بودند، و آیا مشکلی ساختند. این دو نمره نمیگیرند ولی نتیجه را عوض میکنند.
قاعدهی تفسیر همان است که راهنمای رسمیِ خودِ آزمون گفته: هفت نشانه یا بیشتر، **و** همزمانی، **و** دستِکم مشکلِ متوسط. هر سه با هم. اگر یکی نباشد، نتیجه منفی است حتی با نمرهی بالا.
این آزمون تشخیص نمیدهد و «دوقطبی بودن» را ثابت یا رد نمیکند — تشخیص در این حوزه به گفتوگوی بالینی، تاریخچهی کامل و گاهی حرفِ اطرافیان نیاز دارد. شدتِ حالِ فعلیتان را هم نمیسنجد؛ دربارهی گذشته میپرسد. و نوعِ دوقطبی را از هم جدا نمیکند.
مهمترین دلیلش یک شکافِ واقعی در غربالگری است: افسردگی زیاد پرسیده میشود و دورههای بالا تقریباً هیچوقت. کسی که فقط از حالِ بدش حرف میزند، ممکن است دورههای پرانرژیاش هرگز به گفتوگو نیاید — چون در آن دورهها حالش بد نبوده که بخواهد کمک بگیرد.
و همین اطلاعات است که مسیر را عوض میکند. اگر دورههای بالا در تاریخچهی کسی باشد و دیده نشود، انتخابِ درمان میتواند متفاوت باشد. به همین دلیل نتیجهی این آزمون — چه مثبت چه منفی — چیزی است که ارزش دارد در جلسهی بعدی نشان داده شود.
| نمره | تفسیر |
|---|---|
| ۰–۱۳ | کمتر از مرزِ توجه |
| ۱۴–۱۳ | در محدودهی قابلِ گفتوگو |
این آزمون بازهی شدت ندارد و عمداً دوحالتی است: یا آن الگو دیده شد یا نه. عددی که میبینید تعدادِ نشانههاست، ولی نتیجه فقط از روی آن ساخته نمیشود — دو شرطِ دیگر (همزمانی و شدتِ مشکل) هم باید برقرار باشند. برای همین ممکن است دو نفر با نمرهی یکسان، دو نتیجهی متفاوت بگیرند؛ این ایراد نیست، دقیقاً همان چیزی است که راهنمای رسمی خواسته.
این بازهها تفسیر رسمی ابزارند؛ و برای سنجشاند، نه تشخیص.
ساختهی Hirschfeld و همکاران (۲۰۰۰)؛ پرکاربردترین غربالگرِ طیفِ دوقطبی در جهان و ابزارِ استانداردِ همین کار در مراقبتِ اولیه. قاعدهی تفسیرش هم دقیقاً همان است که مقاله تعریف کرده: هفت نشانه یا بیشتر، بهعلاوهی همزمانی، بهعلاوهی دستِکم مشکلِ متوسط.
چون خودِ سازندگان سه شرط گذاشتهاند، نه یکی. خیلی از آدمها در طولِ عمرشان چند تا از این نشانهها را جداجدا تجربه میکنند و این چیزی را نشان نمیدهد. آنچه معنا دارد این است که چند نشانه در یک دوره با هم بیایند و مشکل بسازند. اگر فقط شرطِ اول را اجرا کنیم، ابزار پر از هشدارِ نادرست میشود.
نه، و اینجا فاصلهی بین غربالگری و تشخیص از همیشه مهمتر است. تشخیصِ دوقطبی به گفتوگوی بالینی، تاریخچه و گاهی حرفِ اطرافیان نیاز دارد. بخشِ قابلتوجهی از کسانی که از این مرز رد میشوند در ارزیابیِ تخصصی تشخیصِ دیگری میگیرند.
چون برخلافِ افسردگی که حالِ دو هفتهی اخیر را میسنجیم، دورههای پرانرژی ممکن است سالها پیش بوده باشند و همانها هم برای تفسیر مهماند. به همین دلیل این آزمون بازهی زمانی ندارد و یکبار در سال تکرارش کافی است.
ربطِ مستقیم دارد و همین یکی از دلایلِ ساختهشدنِ این ابزار است. اگر دورههای بالا در تاریخچهی کسی باشد و دیده نشود، مسیرِ درمان میتواند متفاوت انتخاب شود. به همین دلیل نتیجهی این آزمون — چه مثبت چه منفی — چیزی است که ارزش دارد به پزشکتان نشان بدهید.
نامِ رسمیاش «پرسشنامهی اختلال خلقی» است و در منابعِ انگلیسی MDQ نوشته میشود. اگر با «تست اختلال دوقطبی»، «تست بایپولار»، «غربالگری شیدایی» یا «پرسشنامه اختلال خلقی» به اینجا رسیدهاید، همین است. یک نکتهی نامگذاری که ارزشِ تفکیک دارد: «شیدایی» و «نیمهشیدایی» دو شدتِ متفاوتاند و این آزمون بینشان فرق نمیگذارد؛ آن تفکیک کارِ ارزیابیِ متخصص است.
در حال آمادهسازی…